بوثه‌های واجب

بوثهٔ غسل: انا (ملواشه غسل‌كننده) صبدنا بـماصبظتا ذ بدهجام جبا بج جظجبدا ماصبظتاد تدناطجاد ظتدساق لـجد/ /ظما ذ هددا ظ/ظما ذ مانضا ذ هددا ماضخاج يلاد

تلفظ: اَنا (ملواشه غسل كننده) اِصوينا اِبمَصوِتّا اِد بِهرَم ربّا بَر روربی مَصوِتِّی تِناطرِی و تِسَّق اِلريش، اِشمِد هيّی و اِشمِد مندادهيّی مَدخَر اِلِی

ترجمه: من (ملواشهٔ غسل‌كننده) تعميد شده‌ام با تعميد بهرم بزرگ، مخلوق خدای عظيم، تعميدم مرا حفاظت كرده و به بالا صعود خواهد نمود؛ نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من ياد باد

بوثهٔ درفش: ب/ظما ذ هددا جبدا ضنا ضنا زدظاخ مالـخا ذ يظتجدا اتا لـيظتجدا ظل/خدناتا ضنا يظتجدا ظ/خدناتا ذ هدزدظدا لزدظاخ خظلهظن بدجدختا بضدلاخ باجخدا بدجدختا باجخدا بضدلاخ ظمداقجدلاخ يظتجدا امدنطظل ذ انات من يضا ذ مالـخا هظدت مالـخا بدجخاخ ببدجدختا جابتدا ظلضدلدا هدبدل زدظا يهابلدا يهابلدا لضدلدا هدبدل زدظا لـمانهدجدنظن لالـمدا ظلمالـخدا ظلداجضندا ظل/خدناتا خظلهدن من جد/ بـجد/ هدبدل بدجخاخ ببدجدختا جابتدا ظلاضام خاسدا داهباخ اضام بدجخاخ ببدجدختا جابتدا ظلبهدجدا زدضقا داهباخ داهباخ لبهدجدا زدضقا لـمانهدجدنظن ظلمدتاقندنظن لضماظاتظن من جد/ بـجد/ بهدجدا زدضقا قام يل لدغجادهظن ظبدامدنظن لدغطظخ ظلداجضنا ذ مدا هددا اسغظن ظتدجصظخ لـمدضنا زدظاخ لداجضنا مدا ظزدظاخ بدهضاضدا مدتـخاجخدا مدا ظزدظاخ مدتـخاجخدا بدهضاضدا ظل/دلـماد ظندضباد مدتاظزدفدا هالدن هدنظن بهدجدا زدضقا ذ لداجضنا ماسغدن بزدظاخ ضدلاخ مدندهجدا انات ناطجدنظن ظقادمدنظن ظاسدق ماصبظتادهظن لـجد/ هددا زاخدن

تلفظ: بِشمِدهيّی رَبّی اِدنا اِدنا زيوَخ مَلكا اِد اُثری اَثا اِل‌اُثری وِل اِشخيناثا اِدنا، اُثری وِشخيناثا اِد هِزيُي اِل‌زيوَخ كُلهُن بيرِختا اِب‌ديلَخ بارخی، بيرِختا بارخی اِب‌ديلَخ وِميَقرِلَّخ اُثری اَمِنطُل اِد اَنات مِن ايدا اِد مَلكا اِهوِت، مَلكا بِرخَخ اِب‌بيرِختا رَبتی وِلديلِ هيبل‌زيوا ايهاولِ، ايهاولِ اِلديلِ هيبل‌زيوا اِل‌مَنهيرِنُّن لالمی وِل‌مَلكی وِل‌يَردنی وِل‌اشخيناثا كُلهِن مِن ريش ابريش، هيبِل بِرخَخ اِب‌بيرِختا رَبتی وِل آدم كَسيا يَهوَخ، آدم بِرخَخ اِب‌بيرِختا رَبتی وِل اِبهيری زِدقا يَهوَخ، يَهوَخ اِل اِبهيری زِدقا اِل‌مَنهيرِنُّن وِل‌ميتَقنِنُّن لِدمَواثُن مِن ريش اِبريش، اِبهيری زِدقا قَم اِل لِغريهُن وِبيَمينُن لِغطُخ وِل‌يَردنا اِد مِيّا هيّی اَزگُن و تِرصُخ اِل‌ميدنا زيوَخ اِل‌يردنا، مِيّا و زيوَخ بِهدادی ميتكَرخی مِيّا و زيوَخ ميتكَرخي بِهدادی وِل شِلمِی و نِدوِی ميتَوزيفي، هَلِّن هِنُن اِبهيری زِدقا اِد اِل يردنا مَزگِن اِب‌زيوَخ ديلَخ مينِهری، اَنات نَطرِنُّن و قِيمِنُّن و اَسِق مَصوُتِّيهُن اِل‌ريش هيّی زكن

ترجمه: به نام خدای بزرگ تابيد تابيد درخشش‌ات، پادشاه اُثراها آمد، آمد بر اُثراها و اشخنتاها تابيد. اُثراها و اشخنتاها وقتي كه ديدند درخشش‌ات را همه دعای بركت به تو ادا می‌كنند، دعای بركت ادا می‌كنند به تو و اُثراها تو را توقير می‌نمايند، بخاطر اينكه تو از دست ملكا بوجود آمدی، ملكا تو را تبرک نمود با تبركی بزرگ و به من هيبل‌زيوا داد، آن را داد به من هيبل‌زيوا برای نور دادن به عالمها و فرشتگان و يردناها و اشخنتاها همگی‌شان از سرتاسر، هيبل تو را تبرک نمود با تبركی بزرگ و به آدم پنهان داد، آدم تو را تبرک نمود با تبركی بزرگ و به برگزيدگان نيكوكار داد، تو را داد به برگزيدگان نيكوكار برای منوّر كردن و پابرجا نمودن شكل‌هايشان از سرتاسر، برگزيدگان نيكوكار بر پاهايشان قيام نمودند و با دست راستشان تو را گرفتند و به سوی يردنای آب حيات رفتند و تو را برپا كردند، برای تابيدن درخشش‌ات بر يردنا. آب و درخشش‌ات با همديگر مي‌آميزند، آب و درخشش‌ات می‌آميزند با همديگر و درخشش شلمی و ندوی را می‌افزايند. اين برگزيدگان نيكوكار كه به سوی يردنا می‌روند با درخششت منوّر می‌شوند، آنها را محافظت كن و استوار نما و بالا ببر تعميدشان را به عرش. خداوند پيروز است.
توجه: درفش در اعياد برافراشته می‌شود و تعميد‌شوندگان هنگام تعميد در اعياد قبل از ورود به آب ابتدا بوثهٔ درفش را قرائت كرده سپس بوثهٔ ورود به آب را می‌خوانند.

بوثهٔ ورود به آب هنگام تعميد: ب/ظمادهظن ذ هددا جبدا انا تبان هادلا ظهادلش داجضنا يلاظاد /جدا ادتدا نهدت بداجضنا ظيظصطبا قابدل ضاخدا جظ/ظما لبد/ يصطلدا ذ زدظا ظتجدص بـجد/اد خلدلا جاظزدا /ظما ذ هددا ظ/ظما ذ مانضا ذ هددا ماضخاج يلاد

تلفظ: بشميهون اِد هيّی رَبّی اَنا اِتبَن هِيلا و هِيلی يَردنا اِلاوِی اِشری، ايثی اِنهِث اِب يَردنا و اِصطوا، قَبِّل دَخيا روشما، اِلوِش اِصطِلی اِد زيوا وِترِص اِب‌ريشِی اِكليلا راوزی، اِشمِدهيّی و اِشمِد مندادهيّی مَدخَر اِلِی

ترجمه: به نام خداوند بزرگ، من با اتكاء به قدرت خداوند به جانب يردنا (آب روان) رفتم، يردنا برايم گشوده شد، آمدم، نزول كردم به يردنا و تعميد شدم، پذيرا گشتم مراسم پاک را، پوشيدم لباس مذهبی و قرار دادم بر سرم اكليل درخشان را. نام خداوند و نام مندادهيّی (عرفان خداوند) بر من ياد باد

بوثهٔ دور طريانا هنگام تعميد: اسظتا ظزاخظتا ندهظدلـخظن دا مالـخـدا ظـيظـتجدا ظمـا/خنـدا ظداجضندا ظجهاطدا ظ/خدناتا ذ الـمدا ذ نهظجا خظلادخظن

تلفظ: اَسوثا و زَكوثا نِهويلخُن يا مَلكی و اُثری و مَشكنی و يَردِنی وِرهاطی وِشخيناثا اِد آلمی دِنهورا كُلِّيخُن

ترجمه: شفا و پيروزی بر شما باد ای ملائک و اُثراها و سكونتگاه‌های مقدس و يردناها و نهرهای روان و مسكن‌های عالم‌های نور، همگی