درباره‌ی ما

ب/ظمادهظن ذ هددا جبدا

بِشميهون اِدهيّی رَبّی (بنام خداوند بزرگ)

م/ابا ماجاد بلدبا ضاخدا

اِمشَبّا ماری اِب لِبّا دَخيا (ستايش باد خدايم با قلبی پاک)

 

صابئین مندایی، پیروان حضرت آدم (اسوثا و زکوثا نهویلی) و حضرت یحیی تعمید دهنده هستند. این دین (صابئین مندایی) دارای ۶ رکن اصلی می­باشد:

۱- توحید (ایمان به خدای واحد و یگانه)

۲- معاد (آخرت)

۳- مصوتّا (تعمید)

۴- رشامه و براخه (وضو و نماز)

۵- صُما (روزه)

۶- زدقا (خیرات و صدقه)

 

توحید: توحید در لغت به معنای یکی دانستن و در اصطلاح اهل کلام، یگانه دانستن و یکتا شمردن حق تعالی است و در نقطه­ی مقابل آن، شرک به خداوند قرار دارد. نفی هر گونه شرک و شبیه و نظیر و هر گونه ترکیب عقلی خارجی و وهمی از خداوند و اثبات یگانگی باری تعالی، در دائره اثبات یکتایی و توحید حق تعالی می­گنجد.

دلایل عقلی متعددی بر توحید و یگانگی خداوند وجود دارد؛ مانند: برهان وحدت، برهان نظم (هماهنگی عالم)، برهان وحدت انبیا، برهان نفی شبیه، برهان بی­نیازی خداوند و برهان وحدانیّت و عدم محدودیت خداوند. در این بین آنچه می­تواند آسان­تر ما را به یگانگی خداوند برساند، شناخت این نکته است که برای حضرت حق، هیچ گونه ماهیّت و حد وجودی مطرح نیست و هیچ شریکی ندارد.

یکی از ارکان دین صابئین مندایی توحید است. توحید یعنی اعتقاد به وحدانیّت و یگانگی هیّی ربّی قدمایی (خداوند معظم ازلی). و یکی از مهم­ترین اصول اعتقادی منداییان است.

بوثه­ای از کتاب مقدس گنزاربّا (مبارک باد نامش) این امر را به اثبات می­رساند:

خداوند همه­ی عالم­های نور، بالایی، میانی و تحتانی. چهره­ی بزرگ وقار که دیده نمی­شود و حدی ندارد. در تاجش دوست و رفیق، و در سلطنتش شریکی ندارد. کسی که به او اعتماد کند سرافکنده نمی­شود، و کسی که نامش را با حقیقت ستایش کند، نمی­افتد.

 

بوثه­ای دیگر از کتاب مقدس منداییان که نشان از عمق و شدت توحید نزد صابئین مندایی می‎فرماید:

خوشا به حال کامل­ها که تو را با قلبی پاک شناختند و با اندیشه­ای راستین تو را یاد می­کنند

و با وجدان­های سالم به تو ایمان آوردند و تقدیست می­کنند با دهانی که همه­اش نیایش است و با زبانی صادق و راستین تو را ستایش نمودند و به تو ایمان آوردند و می­گویند یکتا است او، مالک نور در حکومتش. و بزرگتر از او نیست.

 

معاد: یعنی عودت و بازگشتن به حیات و زندگانی اخروی.

معاد در نزد صابئین مندایی بسیار مورد توجه است و منداییان به جهانی غیر از جهان مادی اعتقاد دارند. آنان این دنیا را فانی و ناپایدار می­دانند و به اعتقاد آنان دنیایی ابدی و جاویدان غیر از این دنیای خاکی موجود می­باشد، که تمام روان­های خوب، و بدها بعد از پاک شدن گناهان به آنجا می‎روند.

 

نشمتاها (روان­ها) را بر طبق اعمال دست­هایشان قضاوت می­کند.

منداییان اعتقاد دارند که نشمتای (روان) هر فردی پس از مرگ برای سنجش اعمالش، گناهان و همچنین خوبی­هایش از آغاز حیاتش تا رفتن  به جایگاه ابدیتش  به جایی به نام “اواثر موزنیا” می­رود امّا قبل از رسیدن به اواثر، نشمتا از هفت مطراثا (برزخ) (طبقات ظلمات یا شکنجه­گاه­ها) که بین زمین و دنیای نور قرار دارند، و روان بعد از فوت به مدّت چهل و پنج روز باید این مسیر را طی کند  تا به جای ترازو (میزان عدل الهی) برسد و مورد بازخواست قرار بگیرد.

در بوثه­ای دیگر از کتاب مقدس گنزاربّا (مبارک باد نامش) آمده است:

ای برگزیدگان اعتماد داشته باشید بر کارهای خوبی که انجام می­دهید

وقتی از جسمتان خارج می­شوید  بر اعمال دست­هایتان تکیه می­کنید.

اواثر در عین حال نام یک ملکا یا موجودی نورانی است که به حساب و کتاب ارواح مردگان پرداخته و بد و نیک روان­ها را حساب می­کند و ارواح برای سنجش ناچارند که به آنجا بروند. هر روانی بر حسب اعمالش آنجا مورد بازخواست قرار می­گیرد و بر حسب گناهی که مرتکب شده است به یکی از طبقات مطراثا (طبقه ظلمات) برمی‌گردد تا گناهان او پاک شود و مورد مرحمت و بخشش خداوند قرارگیرد و به عالم نور باز گردد.

ناگفته نماند که طبق نوشته کتب منداییان، روان­هایی که خیلی گناهکار هستند به انتها فرستاده می­شوند؛  به انتها می­رسند در روز بزرگ انتها.

 

مصوِتّا (مصبتّا): کلمه­ی مصوتّا یا تعمید در ریشه­ی زبان آرامی و مندایی به معنای غوطه­ور شدن در آب و در فرهنگ مندایی به نوع خاصی از مراسم مذهبی گفته می‌شود که در یردنا (رودخانه) انجام می­پذیرد. تعمید جزء اصول دین منداییان است و بالطبع بر هر فرد مندایی واجب است.

تعميد از ابتدای خلقت بشر، “حضرت آدم (اسوثا و زکوثا نهویلی)” تا به حال بدون انقطاع بوده، بطوری كه اولين تعميد مقدس توسط ملكا هيبل زيوا (اسوثا و زكوثا نهويلی)(جبرئيل رسول سلام و درود خدا بر او باد) بر حضرت آدم (اسوثا و زکوثا نهویلی) با نام هیّی ربّی قدمایی انجام گرفت و تا به حال ادامه دارد.  تعميد يكی از اركان و اصول مهم دين صابئين مندایی می‌باشد و از اهميّت به سزایی برخوردار است كه دين صابئين مندایی را پيوسته استوار و به حقيقت آن را از تغييرات دنيوی محفوظ نگه داشته است.

اهمیّت تعمید در دین مندایی به حدی است که اگر فرزندی متولد شود و مراسم تعمید برایش اجرا نشود در شمار منداییان به حساب نمی­آید و چنانچه بچه­ای تعمید نکرده و به دلایلی فوت نماید، هیچ مراسم دینی و مذهبی را نمی­توان برایش انجام داد. در حقیقت با تعمید نوزاد، مندائیت او تثبیت می­شود.

كتاب مقدس گنزا ربّا (مبارک باد نامش) می­فرمايد:

به نام خداوند بزرگ. نيكوكارانی كه به يردنا (آب روان) می‌روند، با نور وجودت منور می‌شوند و تو ای خداوند مهربان آنها را، حفاظت و پابرجا كن و عهد آنها را به عرش سوق ده، خداوند پیروز است.

هر شخص مندایی كه با آگاهی كامل به استقبال تعميد می‌رود تحولی گسترده در وضعيت روحی و تطهير جسمی وی پديدار می‌شود، بطوری كه بر هوای نفسانی غلبه كرده، نور ايمان وی افزون می‌شود و به خداوند يكتا نزدیک‎تر می‌گردد.

عواملی که شخص تعمید شونده قبل از تعمید باید رعایت کند:

۱- جسم بايد پاک باشد وآغشته به هيچ نوع مواد رنگی و آرايشی نباشد اعم از پوست و مو.

۲- جسم بايد سالم باشد (زخمی نباشد به صورتی كه ترشحاتی از آن خارج نشود.)

۳- اطمینان از درست پوشیدن رسته (لباس دینی).

۴- دانستن ملواشه (اسم دينی).

۵- برداشتن یک اکلیل و گذاشتن آن در انگشت کوچک دست راست و انجام دادن مراسم رشامه (وضو) قبل از تعمید.

۶- ایستادن کنار یردنا (رودخانه) و خواندن بوثه “ورود به یردنا”.

تعمید بر این افراد واجب است:

۱- تعمید بر نوزادان بعد از ۳۰ روز واجب می­باشد.

۲- تعمید عروس و داماد دو بار قبل از مراسم عقد و یک بار بعد از یک هفته­ی عقد واجب است.

۳- تعمید علمای روحانی که به نوعی امبطل (در مراسم دینی اشتباه کنند) واجب است.

۴- افرادی (سامرایی) که حمل جنازه را انجام داده­اند؛ تعمید بر آنها واجب است.

۵- تعمید برای زن زائو بعد از یک ماه و پاک شدن واجب است.

۶- تعمید برای اشخاصی که در امبطلات ذبح کنند، یا در امبطلات سنگین گوشت، ماهی و تخم پرندگان بخورند، واجب است.

۷- چنانچه شخصی به نوعی نازل شود مانند دست زدن به جنازه و کمک کردن به حاملین جنازه، کمک کردن در بستن تخت جنازه، دست زدن به دختر یا خانمی که در ابتدای پریودی است و هنوز طماشه نکرده است، دست زدن به عروس و داماد در یک هفته­ی عقد، مرد یا پسری که دچار جنب شود؛ اگر همگی در این شرایط بودند و لب به غذا یا آب بزنند و بخورند، تعمید بر آنها واجب است.

۸- اشخاصی که در ۳۶ ساعت اعتکاف عید بزرگ نازل می­شوند و نمی­توانند روزه بگیرند و غذا یا نوشیدنی میل می­کنند در کنشوزهلی سال بعد، تعمید با رسته­ی نو، بر آنها واجب است.

 

رشامه و براخه (وضو و نماز): یکی از مهم­ترین اصول و یکی از ارکان اصلی دین صابئین مندایی می­باشند.

“رشامه” به معنی «طهارت و پاکیزگی» است. رشامه باعث طهارت جسم، روح و روان برای حضور در پیشگاه محبوب حقیقی است و مقدمه معراج آدمی است از خاک به ملکوت. یک شخص متدیّن مندایی موقع انجام رشامه باید پاک و سر­حال باشد و خود را برای سخن گفتن با خدای خویش آماده سازد.

انجام مراسم رشامه و براخه (وضو و نماز) بر هر فرد مندایی که به قدرت تشخیص و درک می‎رسد، واجب است.

رشامه (وضو) شامل ۱۲ بوثه می­باشد که هر کدام از بوثه­ها مختص به یکی از اعضای بدن هستند و موقع خواندن هر کدام از بوثه­ها عمل مربوط به آن عضو انجام می­شود مثلاً بوثه­ی شستن دست­ها، هم زمان با خواندن بوثه، دست­هایمان را نیز می­شوییم.

قبل از انجام مراسم رشامه، بايد ابتدا سر را با بَرزِنقای سفید (عمامه یا روسری) پوشاند و سپس هميانه (كمر‌بند پشمی) را به كمر بست. بستن همیانه برای انجام رشامه و براخه به غیر از روزهای امبطل سنگین واجب است. موقع انجام رشامه جوراب، کفش و دمپایی باید از پاها خارج شوند، ولی پوشیدن صندل چوبی بلامانع است. قبل از انجام رشامه باید زیور­آلات را از دست­ها بیرون آورد، همچنین پوست صورت، دست­ها، پاها و ناخن­ها باید از مواد آرایشی پاک شوند.

هر شخص بايد رشامه و براخه خود را با ملواشه (نام دينی) خودش بخواند و انجام دهد. چنانچه بوثه‎های رشامه و براخه به ترتيب خوانده نشوند، بايد آنها را از اول خواند. آب رشامه بايد روان باشد و قطع نشود مثل آب رودخانه و يا آبی كه توسط شخص ديگری برای انجام رشامه روی دست رشامه‎كننده ريخته می‎شود. در زمان انجام دادن رشامه، صحبت كردن و یا خواندن بوثه­ی اضافی، رشامه را باطل می‎كند. عينک زدن بعد از رشامه و زمان براخه اشكالی ندارد. همچنین عطسه، سرفه و خميازه رشامه و براخه را باطل نمی‎كنند.

ترجمه­ی بوثه­های (آیه­های) رشامه:

به نام خداي بزرگ. دست­هايمان را با حقيقت شستشو داده و لب­هايمان با ايمان سخن گفته، سخنانی درخشان، و افكارم انديشه‎های نورانی را جذب نموده است.

تبرک و ستايش شده است نامت، ای صاحبم مندا اد هیّی، تبرک و ستايش شده است، آن چهره­ی عظيم با وقار و جلال كه از خودش منبعث شد.

من (ملواشه­ی رشامه کننده) نشان شده‎ام با نشان خداوند، نام خداوند و نام مندا ادهیّی بر من ياد شدند.

گوش­هايم شنيده‎اند صدای خداوند را.

بينی‌ام استشمام نموده است عطر خداوند را.

نشانم كه بر من است، نبود با آتش و نبود با روغن، و نبود مانند آن كه ‏با مسح شدن تدهين شده‏است. نشانم در يردنای بزرگ آب حيات است كه كسی به قدرتش نمی­رسد. نام خداوند و نام مندا اد هیّی بر من ياد شده است. ظلمت مقهور شده و نور برقرار گشته است، نام خداوند و نام مندا اد هیّی بر من ياد شده است.

دهانم با دعا و ستايش پر شد.

زانوهايم خم می­شوند و دعا می­كنند خدای بزرگ ازلی را.

پاهايم ‏در راه­های‏ حقيقت و ايمان به ‏خداوند گام ‏برمی‏دارند.

من (ملواشه‌ی رشامه کننده­) تعميد شده‎ام با تعميد بِهرَم بزرگ مخلوق خدای عظيم، تعميدم مرا حفاظت و به عرش صعود خواهد داد. نام خداوند و نام مندا اد هیّی بر من ياد شده است.

بر پاهايم، دست­های هفت و دوازده شرير مسلط نخواهند شد. نام خداوند و نام مندا اد هیّی بر من ياد شده است.

 

“براخه” به معنای پرستش و ادای طاعت ایزد متعال و عرض نیاز به سوی خدای عالمیان است، به طریقی که شریعت پیامبران وارد شده است که در این معنا معاد است.

بوثه­ای (آیه­ای) از کلام خداوند در کتاب مقدّس گنزاربّا  (مبارک باد نامش) فرمودند…

قیام کنند و ستایش نمایند مالک اعلای نور را؛

خداوندگار همه عالم­ها را سه بار در روز و دوبار در شب.

برای انجام دادن براخه بايد رو به اواثر، جهت شمال جغرافیایی به حالت عادی ايستاد و بوثه­های مربوط به هر زمان (صبح، ظهر و عصر) را خواند.

هنگام خواندن بوثه­ی اسوث ملكا (سلام و درود بر فرشتگان) كمی تعظيم می‎كنيم و در جاهایی كه به كلمه (سغدنا) می‎رسيم تعظيم كامل می‎كنيم. طبق فرموده­ی کتاب مقدس گنزاربا (مبارک باد نامش)  بر هر مندایی واجب است که هیّی ربّی قدمایی را سه بار در روز و دو بار در شب عبادت کند. مراسم رشامه و براخه صبح با طلوع آفتاب، ظهر حدوداً ساعت يک و عصر كمی قبل از غروب آفتاب انجام می‌گيرد، همچنین دو بار در شب خداوند معظم را عبادت کرد.

 

زدقا (خیرات): یکی از ارکان مهم و یکی از اصول دین صابئین مندایی است و بر هر شخص مندایی واجب است که  زدقا دهد. تعریف کلمه­ی زدقا در لغت، به دو معناست: یکی رشد و نمّو و دیگری پاکی.

کلمه­ی زدقا به سهمی اطلاق می­شود که انسان مؤمن از مال خود خارج می­کند و به فقرا می­دهد، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات را دارد، و موجب تزکیّه و پاکی روح و روان پرداخت کننده می­شود.

بوثه­هایی از کتاب مقدس گنزاربّا (مبارک باد نامش) می­فرماید:

اگر ببینید گرسنه­ای را سیرش کنید؛ اگر ببینید تشنه­ای را سیرابش کنید؛ اگر ببینید برهنه­ای را بر گردنش لباس و پوشش قرار دهید. هر کس که بدهد و هر کس که اعطا نماید (بخشش کند) به او پس داده خواهد شد.

خیرات بدهید که با ارزش­تر از همسر و فرزندان است.

وای بر کسی که داشت و از نعمتش اعطا نکرد،  گناهانی برای خودش انجام داد.        

 

آیا منظور از دادن زدقا فقط مادیات است؟ خیر، طبق کتاب مقدّس گنزاربّا (مبارک باد نامش) زدقا ارزش و معنای والایی دارد ولی متأسفانه اکثراً فقط معنای مادی آن را در نظر می­گیرند.

“زدقا” چیست؟ کمک کردن به هم نوع، به هر طریقی را زدقا می­گویند. زدقا می­تواند پول و مادیات باشد. زدقا می­تواند دادن یک لیوان آب به یک شخص تشنه باشد. زدقا می­تواند لباس پوشاندن یک برهنه باشد. زدقا می­تواند فقیری را به هر نحوی سر و سامان ببخشیدن باشد. زدقا می­تواند پرداخت برای تعمید باشد. زدقا می­تواند پرداخت برای مسقتا یا دخرانی باشد. زدقا می‎تواند برای کمک به جامعه­ی روحانیّت یا انجمن، جهت استحکام دین باشد. زدقا می­تواند وسیله­ی نجات یک بیمار باشد. زدقا می­تواند کمک کردن به یک مظلوم باشد. زدقا می­تواند آموزش علم، دانش و معرفت باشد. زدقا می­تواند از زور خود برای کمک کردن به انسان­های ضعیف باشد. زدقا می‌تواند محبّت کردن؛ بخشیدن و خیلی چیزهای دیگر باشد.

پس فکر نکنیم اگر ما سرمایه نداریم، نمی­توانیم زدقا دهیم. شما با ایمانی که دارید می­توانید به مردم راه درست و ایمان را نشان دهید و آنها را هدایت کنید، شما با زبان خوب و ملایمی که دارید، می­توانید مشکلات مردم را حل نمایید.

 

صُما (روزه): از نظر منداییان دارای اهمیّت بسیار و یکی از شش رکن مهم و اصلی منداییان است.

هیّی ربّی قدمایی در گنزاربّا (مبارک باد نامش) می­فرماید:

برایتان می­گویم ای برگزیدگانم، برایتان شرح می­دهم ای مؤمنینم،

روزه بگیرید روزه­ی بزرگ که از خوردن و آشامیدن این دنیا نیست.

روزه گیرند چشمانتان از چشمک زدن و به بدی نگاه نکنید.

روزه گیرند گوش­هایتان از گوش دادن به درب­هایی (حرف­هایی) که از آنِ شما نیست.

روزه گیرد دهانتان از گفتن دروغ شریرانه و دروغ و ریا را دوست نداشته باشید.

روزه گیرد قلبتان از اندیشه­های بد، نفرت ،کینه و جدایی در قلبتان نباشد. کسی که کینه داشته باشد، کامل و سالم خوانده نخواهد شد. هر کس که ریا داشته باشد و افکارش را با حقیقت پاک ننماید، دعا و نیایش، پاداش و خیرات برایش محاسبه نمی­شود و در آتش شعله­ور خواهد افتاد.

روزه گیرند دست­هایتان از قتل، و به قتل نرسانید. و دزدی نکنید.

روزه گیرد بدن­هایتان از همسری که از آنِ شما نیست.

روزه گیرند زانوهایتان و سجده نکنند و زانو نزنند برای شیطان و اصنام (بت­های) دروغین.

روزه گیرند پاهایتان از راه رفتن فریبکارانه و چیزی که از آنِ شما نیست بپرهیزید و انجام ندهید.

روزه بدارید این روزه­ی بزرگ را و رهایش نکنید تا آنکه از بدن­هایتان خارج شوید. اعتماد کنید بر اعمال خوبی که انجام می­دهید؛ وقتی از جسمتان خارج می­شوید می­توانید بر این اعمال خوب تکیه نمایید.

 

محرمات

در كتاب مقدس ما گنزا ربّا (مبارک باد نامش)، دورى و پرهيز كردن از كارهاى بد زياد سفارش شده، از جمله كارهاى بدى كه ذكر شده، اينها هستند:

١- قتل نفس: قتل نفس عمدى يكى از بزرگترين گناهان در دين صابئين است، و در گنزاربّا (مبارک باد نامش) آمده است، كسى كه مرتكب قتل نفس می­شود، اسمش به كلى از مندائيت پاک می‎شود و ديگر مندایى به حساب نمى­آيد.

٢- زنا: زنا نيز يكى از كارهاى حرام و ناروا و مكروهى است كه انجام دهندگان اين عمل به واسطه رواج دادن فساد در جامعه منفور هستند و مرتكبين اين گناه نيز بخشوده نخواهند شد.

٣- مسكرات: تمام نوشيدنى­ها و چيزهايى كه مست كننده هستند، مانند شراب، خمر و غيره كه خوردن و نوشيدنى آنها باعث مستى و از خود بى­خود شدن می­شوند، حرام هستند. در كتاب گنزاربّا (مبارک باد نامش)صريحاً بوثه­هايى در اين رابطه ذكر شده است. يكى از اين بوثه­ها اينچنين می­باشد:

هر كس كه شراب‎خوارى نموده و خمر بنوشد و به لهو و لعب پرداخته

و به جاهاى ناپاک پا بگذارد، در دهانش آتش گداخته خواهند ريخت و سهم جهنم خواهد شد.

۴- دروغ: دروغ نيز يكى ديگر از كارهاى ناپسندى است كه به شدّت منع شده است. در كتابمان سفارش زياد زياد شده كه خودتان را هيچ وقت به كارهايى از قبيل دروغ گفتن، سخن چينى، تقلب، نفاق و غيره آلوده نكنيد.

۵- ربا خوارى: ربا خوارى يكى از اعمالى می­باشد كه انجام آن منع شده و مجازات شديدى در آن دنيا براى رباخواران در كتب دينى بيان شده است.

۶-  ازدواج با غير مندایى و نيز با خواهر و  برادر تنى و ناتنى، عمه، خاله، دایى، عمو، جد، جده، برادرزاده، خواهرزاده، خواهر زن، البته تا قبل از مرگ زن (اگر مردى زنش فوت كند، می­تواند با خواهر زنش ازدواج كند)، برادر شوهر حتى بعد از مرگ شوهر حرام و غير مجاز می­باشد.

٧- سِحر و جادو: توصيه­هاى زيادى در رابطه با ياد نگرفتن و انجام ندادن سِحر و جادو در كتاب مقدسمان گنزاربا آمده است و اين كار بسيار بد و ناروا شمرده شده است. در يكى از بوثه­ها اينچنين آمده است:

ياد نگیرید سِحر و فريب شيطان را و به دروغ شهادت ندهيد.

٨- خوردن گوشت خوک، گراز و تمام حيوانات وحشى و درنده و كلا همه­ى حرام گوشت­ها، حرام است.

٩- كارهايى از قبيل فخرفروشى، ظلم، چپاول، تجاوز به حريم ديگران و غيره از اعمال ناپسند هستند و غيره.